تبليغاتX
حقوقی های 89

شنبه بیست و هفتم اسفند 1390

طنز آخر سال و عید نوروز

1-چهارشنبه سوری: فرصتی بسیار مناسب برای افرادی که زیاد مایل نیستند بهار سال آینده را مشاهده کنند! اتفاقی که در آخرین سه شنبه سال می افتد، اما معلوم نیست به چه دلیلی به جای سه شنبه سوری به آن چهارشنبه سوری می گویند. نام یک فیلم که موضوع آن هیچ ربطی به نام فیلم ندارد!




۲- خانه تکانی: تکان خوردن خانه، نوعی زلزله بدون خسارت جانی که البته در برخی موارد همراه با خسارتهای شدید مالی (از جمله تعویض مبلمان، پرده ها، تلویزیون و…) می باشد، نام یک نوع ورزش که در آن مردان “کوزت”وار اقدام به شست و شوی شیشه منازل و تمیز کردن خانه می کنند.
توضیح مرتبط:ای کاش به جای این همه خانه تکانی کمی هم به خانه دلمان تکانی می دادیم…




۳- خرید نوروزی: روزهای کشیدن چک، روزهای حسرت کشیدن پشت ویترین مغازه ها، روز” بابا من اینو می خوام “،”بابا من اونو می خوام”، روز درک معنی فاصله طبقاتی به کمک تک تک سلولهای بدن.




۴ - جلو کشیدن ساعت: سنتی قدیمی که با توجه به تحقیقات بعمل آمده جدید، کنار گذاشته شد. عملی که از ۱۵ سال پیش با هدف صرفه جویی در مصرف برق انجام می گرفت اما امروزه برخی محققان، دریافته اند که این عمل هیچ تأثیری درکاهش مصرف برق ندارد و مردم کشورمان هم در این ۱۵ سال سر کار بوده اند و الکی هی ساعتها را جلو و عقب می کشیده اند!


۵ – مسافرت نوروزی: ترفندی برای جیم شدن از دست مهمانان نوروزی. فرصتی طلایی برای مأموران راهنمایی و رانندگی… البته نه برای جریمه کردن بلکه برای ارشاد رانندگان خطاکار!


۶- روبوسی: سخت ترین جای دید و بازدید. معمولاً بعد از دست دادن انجام می گیرد.
یک خواهش مرتبط: لطفاً در طول تعطیلات نوروزی از خوردن پیاز و سیر جداً خودداری کنید.



۷ – عیدی: انگیزه اصلی برای رفتن به خانه اقوام. دادنش برخلاف گرفتنش بسیار سخت است. معیاری مناسب برای سنجش این که هر فرد چقدر دوستتان دارد.


۸ - رژیم غذایی: احتمالاً در طول تعطیلات نوروز کلاً بی خیال این مورد شده اید، موردی که هم گرفتنش در طول تعطیلات باعث پشیمانی است و هم نگرفتنش!




۹ - برنامه های نوروزی تلویزیون: یک سریال عشقولانه که در طی سیزده، چهارده قسمت در آن جوانی بی”وفا” (که تریپ صحبت کردنش اصلاً به تقلید از”محمد رضا فروتن” نیست) سعی می کند “وفا”دار شود. یک عالمه فیلم سینمایی شامل ۳ تا ماتریکس، یک دونه مرد عنکبوتی و… همچنین پخش جومانجی برای هزارمین بار.


۱۰ – سیزده به در: روزی که جماعت از خانه هایشان به مقصد کوه، دشت و بیابان خارج می شوند. روز طلایی دزدان. روزی که به جنگل می رویم و در آنجا آشغال می ریزیم، شاخه های درختان را می شکنیم و طبیعت را از بین می بریم. شاید به همین علت در تقویم، نام سیزده به در را “روز طبیعت” گذاشته اند.


۱۱- چهارده فروردین: یکی از روزهای سخت سال. روزی که پس از ۲۰ روز خوردن و خوابیدن مجبوری دوباره صبح زود از خواب بیدارشوی…
۱۲- روزهای بعد از تعطیلات: زمان پاس کردن چکها(برای کارمندان محترم)، نشستن پای لرز بعد از خوردن آجیل (این روزها علاوه بر خوردن خربزه خوردن خیلی چیزها باعث لرزش پا می شود!) روزهای سختی که باید ناخواسته خوردن شیرینی و میوه را ترک کنید. روزهایی که قبض تلفن و موبایل (مخصوصاً SMS آن) منجر به بلند شدن دود از سر شما خواهند شد

 
نوشته شده توسط رامین پورعلی در 22:8 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و هشتم بهمن 1390

شرط ضمن عقد

آثار بطلان شرط:

-   گرچه شرط بخشی از عقد اصلی است و تراضی به مجموعه ای از تعهدهای اصلی و فرعی تعلق می گیرد ولی این بدان معنا نیست كه بطلان شرط به نظم مجموعه صدمه می زند و عقد را باطل می كند .

-   البته درصورتی كه فساد شرط یكی ار اركان صحت عقد را از بین ببرد، موجب بطلان عقد اصلی می شود .  مثلاً در مواردی كه مجهول بودن شرط سبب جهل به یكی از دو عوض عقد اصلی شود یا نامشروع بودن شرط ماهیت و ذات عقد را دگرگون كند، فساد عقد نیز حتمی است .

طرح یك سوال:

اگر بطلان شرط عقد اصلی را از بین نمی برد، آیا مشروط له این حق را خواهد داشت كه برای جبران زیان خویش وقتی شرط باطل است، عقد اصلی را فسخ نماید؟

پاسخ :

-   اگر مشروط له با علم به بطلان شرط آن را به سود خود بپذیرد، دیگر نمی تواند به این بهانه عقد اصلی را برهم بزند (فسخ نماید ) .

-        ولی اگر مشروط له از فساد شرط اطلاع ندارد.منطقی وعادلانه است كه به او حق فسخ عقداصلی داده شود .

دوم – شروط باطلی كه مبطل عقد اصلی است :

ضابطه تشخیص شروط مبطل عقد، چگونگی موقعیت و اثری است كه شرط در اركان عقد اصلی دارد؛ بدین ترتیب كه بایستی ابتداً نتیجه بطلان شرط را در عقد اصلی ملاحظه كرد ، و پس از آن درباره درستی و بطلان عقد تصمیم گرفت .


 

 

الف – شرط خلاف مقتضای عقد:

هر عقد دارای ویژگی ها و آثاری است كه اهمیت این ویژگی ها در هر عقد متفاوت و بستگی به ذات آن عقد دارد . بدین ترتیب بعضی از این ویژگی ها چنان با ماهیت عقد در آمیخته است كه بدون آنها عقد جوهر و طبیعت حقوقی خود را از دست می دهد .  اینگونه خصوصیات را مقتضای ذات عقد می نامند . حال اگر شرط با مقتضای ذات عقد منافات داشته باشد آن شرط باطل ومبطل اصل عقد است مثل اینكه در عقد نكاح شرط شود كه نزدیكی صورت نگیرد . در این مثال همبستری مقتضای ذات عقد نكاح است و چنین شرطی با آن منافات دارد . مقتضای ذات عقد را به می توان بدین شكل تعریف كرد كه عبارت از؛ موضوع اصلی است كه عقد به خاطر آن واقع می شود ، و به خواست طرفین یا احكام مترتب برآن، جزء یا لازمه ماهیت عقد است .

ب: شرط مجهولی كه موجب جهل به دو عوض می شود:

گرچه شرط مجهولی كم وبیش سبب مبهم ماندن دو عوض (مثلاً مجهول ماندن كالا و ثمن در عقد بیع) می گردد ولی به لحاظ فرعی بودن شرط هر شرطی مبطل عقد اصلی نیست بلكه چون استفاده از شرط از مورد اصلی معامله جدا شده و به صورت تعهد تبعی در آمده است، بطلان آن به صحت تعهدهای اصلی زیان نمی رساند و فقط وقتی باید عقد را باطل دانست كه شرط مربوط و وابسته به یكی از دو عوض باشد و در نتیجه ، مجهول بودن آن مورد اصلی معامله را نیز مبهم سازد .  مانند شرط صفت مورد معامله و موعد تسلیم آن .

 

*            *              *

مبحث سوم – شروط ضمن عقد در قانون مدنی :

فصل چهارم قانون مدنی اختصاص به موضوع؛ (( در بیان شرایطی كه در ضمن عقد می شود)) دارد و در 15 ماده بدان پرداخته شده است كه ذیلاً با بیان توضیحات مورد لزوم این مواد را مورد بررسی قرار           می دهیم .  دراین فصل از قانون مدنی شرط ضمن عقد تعریفی نشده و تنها به اقسام و احكام اینگونه شروط بسنده شده است .

ماده 232:

شروط مفصله ذیل باطل است، ولی مفسد عقد نیست:

1-    شرطی كه انجام آن غیر مقدور باشد .

2-    شرطی كه در آن نفع و فایده نباشد .

3-    شرطی كه نامشروع باشد .

( در صفحات قبل در این خصوص توضیحات مكفی داده شد )

ماده 233 :

شروط مفصله ذیل باطل و موجب بطلان عقد است :

1-    شرط خلاف مقتضای عقد

2-    شرط مجهولی كه جهل به آن موجب جهل به عوضین شود .

(در این خصوص هم در صفحات قبلی توضیح لازم ارائه شد )


 

 

ماده 234:

شرط به سه قسم است:

1-    شرط صفت

2-    شرط نتیجه

3-    شرط فعل اثباتاً و نفیاً

-        شرط صفت عبارت است از شرط راجعه به كیفیت یا كمیت مورد معامله .

-        شرط نتیجه آن است كه تحقق امری در خارج شرط شود .

-        شرط فعل آن است كه اقدام یا عدم اقدام به فعلی بریكی از متعاملین یا بر شخص خارجی شرط شود .

توضیح :

تفاوت شرط فعل و شرط نتیجه :

-   كاری كه موضوع شرط فعل قرار گیرد، ممكن است مادی (مثل ساختن ساختمان و تعمیر ماشین ویا نبریدن درخت ) و یا یك عمل حقوقی( مثل الزام بردادن طلاق و و كالت) باشد. در صورتیكه شرط نتیجه یكی از اعمال حقوقی است .

-   در شرط فعل، انجام فعل و عقد اصلی با هم واقع نمی شوند در حالیكه در شرط نتیجه عقد اصلی و شرط نتیجه با هم واقع می شود مثلاً اگر ضمن عقدنكاح ، وكالت زن در طلاق شرط شود، در اثر ایجاب و قبول، عقد نكاح و وكالت زن با هم واقع می گردد .

-   وقتی شرط نتیجه متصور است كه مقصود انجام یك عمل حقوقی باشد نه خودداری از آن درصورتی كه موضوع شرط فعل ممكن است عمل مادی یا حقوقی، مثبت یا منفی باشد .

-   اگر در موضوع شرط فعل انجام عمل حقوقی است، متعهد باید آن عمل را جداگانه انجام دهد در حالیكه، تحقق شرط نتیجه به هیچ اقدام دیگری نیازمند نیست. و با وقوع عقد اصلی حاصل می شود .

مثال: اگر در عقد نكاح بر زوج شرط شود كه زن را در دادن طلاق وكیل سازد، تحقق عقد سبب ایجاد رابطه وكالت نمی شود و فقط زوج ملزم می شود كه مفاد نیابت زن را انشاء نماید . اما اگر آن وكالت به صورت شرط نتیجه در آید ، پس از وقوع عقد اصلی(نكاح)، زوجه خود به خود وكیل مرد در امر طلاق می شود .

ماده 235:

هرگاه شرط كه در ضمن عقد شده است، شرط صفت باشد و معلوم شود آن صفت موجود نیست كسی كه شرط به نفع او شده است، خیار فسخ خواهد داشت .

توضیح:

-        در این ماده ضمانت اجرای تخلف از شرط صفت و یا حق فسخ در صورت تخلف از شرط بیان شده است .

-   حق فسخ عقد در این حالت مخصوص موردی است كه موضوع معامله عین معین باشد .  و اگر موضوع تعهد كلی و مطابق اوصاف مقرر نباشد، طلبكار می تواند طرف معامله را مجبور به تسلیم موضوع واجد شرط كند و نیازی به فسخ نیست .

-   اگر موضوع عقد هنگام معامله صفت مشروط را دارا نباشد، ولی در زمان تسلیم یا پیش از فسخ، وصف منظور حاصل شود، حق فسخ مشروط له نیز از بین می رود .


 

 

ذكر دو نكته :

1-  اگر شرط مقدار به منظور تعیین میزان تعهد مدیون شده باشد و مبادله مال نسبت به اجزاء آن موضوع صورت گیرد، اگر موضوع معامله كمتر از آن مقدار در آید، مشروط له نه تنها حق دارد كه عقد را به سبب تخلف از شرط فسخ كند، می تواند با پرداخت بخشی از دین خود كه متناسب با مقدار موجود است آن را بپذیرد .

2-  اگر فرض شود ، دستبندی از طلا به بهای مثقالی ده هزار ریال فروخته می شود .  در این معامله، دستبند به عنوان عین خارجی و كل تجزیه ناپذیر موضوع قصد مشترك و عقد اصلی است و بهای آن به تناسب مقدار طلای آن معین می گردد ولی مقدار طلای دستبند وصف مورد معامله نیست. پس اگر مقدارطلای آن كمتر باشد،خریدار حق فسخ ندارد و تنها می تواند از ثمن بكاهد .  و اگر مقدارطلاو دستبند زیاد باشد ، نمی توان ادعاكرد كه زیاد ، مال بایع است . زیرا همه دستبند را فروخته است و تنها بخشی از ثمن را كه در بهای دستبند منظورنشده است می تواند مطالبه كند .

ماده 236 :

شرط نتیجه در صورتی كه حصول آن نتیجه موقوف به سبب خاصی نباشد آن نتیجه به نفس اشتراط حاصل می شود .

توضیح :

 این ماده بیانگر این مطلب است كه تحقق شرط نتیجه موكول به صرف شرط است مگر اینكه تحقق شرط را مبتنی بر سبب دیگری نموده باشیم كه در این صورت تحقق شرط نتیجه وقتی است كه آن سبب محقق شده باشد .

ماده 237:

هرگاه شرط در ضمن عقد شرط فعل باشد، اثباتاً یا نفیاً كسی كه ملتزم به انجام شرط شده است باید آن را به‌جاآوردودرصورت تخلف طرف معامله می تواند به حاكم رجوع نموده تقاضای اجبار به وفاء شرط بنماید .

نوشته شده توسط حمیدرضا اثیمی در 0:27 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و دوم آذر 1390

اطلاعیـــــــــــــــــــــــــــه....

 

 

* کلاس فوف العاده درس جزای عمومی ۳   روز ۴ شنبه  مورخ  ۲۳ اذر ۱۳۹۰

 

از  ساعت ۴ الی ۶ عصر در کلاس ۵ تشکیل می گردد.*

نوشته شده توسط فاطمه علیزاده در 4:0 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه ششم مهر 1390

دختر مهربان ایرانی!روزت صدها بار مبارک

پیامبر میگوید:آمدنت برکت است.برکت برای زندگی پدر و مادرت.آن زمان که جسم معصومت زیر خاک های جهالت عرب ها خاک میشد و تو نمیدانستی گناهت چیست!شاید گناهت این بود که با آمدنت برکت می آوردی!میگویند هنوز هم.در قرن۲۱این سنت وجود دارد.منطق پشت این سنت چیست؟!اصلا مگر این سنت منطقی هم دارد؟!

فاطمه با آمدنش به زندگی پیامبر رنگ تازه ای بخشید.فاطمه برای پیامبر بوی بهشت را میداد.همان زمان که دخترها زنده به گور می شدند فاطمه شده بود تاج سر پیامبر و نگین انگشتر خانواده اش و حالا روز توست.قدر خودت را بدان.همان قدر بس که بهشت زیر پای مادر است و مادر از جنس تو.همین قدر بس که پیامبرت میگوید با آمدنت برکت می آوری.همین قدر بس که از جنس پاکت فرشته های زیادی آمدند و رفتند.۷مهر روز توست و تولد دختری معصوم.خواهر همان امامی که دوستش داری.همان که با قلب مهربان و روح زیبای دخترانه اش فرسخ ها راه را به عشق برادرش آمد تا به خاک تو رسید.

این عشق ها و این مهربانی های زیبایت به همه ثابت شده.همین است موهبت خدا به تو.همین که این مهربانی ها در تو وجود دارد و قلبت اندازه ی اقیانوس.بیکران.و روحت آبی تر از آسمانهاست.

خدا این مهربانی ها را به هرکس نمیدهد.این ها هدیه خداست به تو و قفل سنگین خداوندت بر دهان آن ها که تو را زمانی پایین تر از هر چه بود میدانستند.همین قدر بس که برای خدایت باارزشتر از هرچه هست هستی.

قدر این هدیه و جنس مهربانت را بدان...فردا روز توست...روزت صدها بار مبارک......

نوشته شده توسط سحر آذری در 12:2 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و پنجم شهریور 1390

تکرار مکررات....

وای خدا...سال جدید تحصیلی داره شروع میشه کم کم...وای چه مصیبتی....بازم باید روی ماه اساتید باسواد و خوش اخلاقمون رو ببینیم...

راستی ببخشید...ســــــــــــــــلام....:دی

احساس خوب و بد در من عجین شده...از یه طرف باید این مسیر دلنشین رشت-انزلیو 4بار در هفته بیام و بعضی ازین دروس مزخرفو بخونم...اما از طرف دیگه دوباره دوستان جان را میبینم و مشعوف میشوم...

ایشاا...شما فقط همون حس خوبه درونتون بوجود اومده باشه...در ضمن پیشاپیش یه خداقوتی میگم به همه بچه های غیربومی که یار و دیارو ترک میکنندوبه سرزمین سرسبز گیلان مشرف میشن...

اگه دوس داشتین و اگه احساسی کلا داشتین در مورد سال جدید تحصیلی نظرتونو بگید تا ماهم مستفیض شیــــــــــــــــــــــم....:->

نوشته شده توسط علیرضا جهانگیری در 14:11 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390

جرم و انواع آن در قرآن

جرم:معادل فارسی آن:بزه.عملی که قانون آن را منع کرده یا ترک عملی که قانون آن را لازم دانسته است این واژه در اصل به معنای قطع کردن است و از این رو برای این مفهوم به کار رفته که عمل واجب الوصل را قطع میکند و به معنای ارتکاب گناه نیز آمده است.

راغب اصفهانی میگوید:جرم از جرم(با فتحه)آمده و اصل معنای آن بریدن میوه از درخت است و برای هر کسب و کار زشت و مکروه استعاره شده است و به معنای وادار کردن به کاری ناپسند اطلاق میشود.

واژه جرم و مشتقات آن بیش از ۶۰ بار در قرآن آمده و اصولا بر همان مفهوم لغوی جاری است که کسب و کار زشت باشد بااین حال قرآن کریم آن را در مصادیق گسترده ای به کار برده است که شامل مستکبران.ستمگران و منکران معاد هم میشود در نتیجه لفظ جرم در قرآن عام است و رفتار مجرمانه و عقاید و اخلاق انحرافی را نیز شامل میشود.لفظ جرم در قرآن شامل هر گناهی نمیشود بلکه گناهان به لحاظ شدت و ضعف و قصد مرتکب و حالات گوناگون او ممکن است تحت یکی از این عناوین قابل طرح باشد.

انواع جرم در قرآن

۱)سو پیشینه:با قرار گرفتن لفظ(سو ء)در مقابل گناهان کبیره معلوم میشود(سو ء)و(سیئه)به مفهوم گناهان صغیره است و شامل گناهان کبیره نمیشود و از این رو شامل جرم نمیشود.

۲)ذنب:ذنب و ذنوب به گناهان کبیره و شریرانه و حالات استکبار اطلاق میشود و از این رو لفظ ذنب با جرم رابطه عموم و خصوص مطلق دارد.

۳)خطا:واژه خطا به۲ مفهوم در قرآن آمده است:الف)خطای مسئول:اینگونه خطا که مشتقات آن در قرآن به صورت خاطئون و ...استعال شده است وقتی است که شخص گناه میکند و مسئولیت هم دارد در این حالت گناه سراسر وجود اورا فرا میگیرد و بر نفس او چیرگی میابد تا جایی که شخص بی اختیار و بدون قصد و اراده مرتکب گناه میشود.و از این رو حتی سو ء که فقط شامل گناهان صغیره میشود در صورت تکرار تبدیل به خطیئه و از گناهان کبیره محسوب میشود.

ب)خطای غیر مسئول:در این نوع خطا شخص بدون تقصیر مرتکب جرم میشود که معمولا به صورت خطئی آمده است.

۴)اثم:در قرآن به صورت های گوناگون و از جمله در مورد خمر.قمار.شهادت کذب و همچنین عذاب و عقوبت به کار رفته است درباره معنای این کلمه اختلاف نظر وجود دارد برخی گفته اند:کاری است که انسان رااز ثواب باز می دارد مانند:لهو و برخی آن را به معنای ضرر گفته اند چنانکه در آیه ۲۱۹سوره بقره میان اثم و منفعت مقابله به چشم میخورد.برخی دیگر گفته اند:به اعمال مطلق حرام از آن نظر اثم گفته میشود که ضرر هستند و انسان را از خیر باز می دارند با این توضیح اثم بر همه جرائم اطلاق میشود.

نوشته شده توسط سحر آذری در 12:19 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم شهریور 1390

نوابغ

وقتی صحبت از نوابغ اول جهان به میان می آید، ناخودآگاه نام آلبرت انیشتین به اذهان خطور می کند، اما این فیزیکدان مشهور آلمانی جزو این فهرست ۱۰ نفره نیست.

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط راضیه تائب در 18:37 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم شهریور 1390

سرنوشت کارتون‌هایی که می‌دیدیم چی شد ؟

سرنوشت کارتون‌هایی که می‌دیدیم چی شد ؟

ادامه مطلب
نوشته شده توسط راضیه تائب در 18:29 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه نهم شهریور 1390

عید بندگی مبارک

۳۰روز مهمانی خدا تمام شد.۳۰ روز مهمان خدا بودیم و چه زود گذشت این سی روز.یک ماه بندگی کردیم و خودمان بودیم با خدایمان حضور آن سومی کمرنگتر بود و ناامید از بسیاری از بنده ها.روزه یمان را سر سفره سبز خدا با فرشته ها باز میکردیم و چه زیبا بود صدای ربنای دم افطار.

شب های قدر چشمهایمان قفل دستهای مهربان خدا بود و هی به این فکر میکردم امشب خداآن لیست معروف خودش را میدهد به فرشته مرگ و رقم میزند تقدیر ما را.امسال اسم کدامهایمان در آن لیست است؟خداامسال میخواهد کدامهایمان را ببرد پیش خودش؟خدا کند آنقدر خیالمان ازاین ماه راحت باشد که مطمئن باشیم خدااز این که هستیم راضیست و به خودش دوباره احسنت میگوید.

خدا کند در این سی روز به قول خودمان شیطان را سر کار گذاشته باشیم و هی خندیده باشیم به سر کار بودنش.این همه او به سادگی ما خندید و از لغزش ما لذت برد این دفعه ما به او خندیدم.خدا این خندهای بنده هایش را خیلی دوست دارد.

و چقدر خوب بود سی روز در کنار خدا بودن و در آغوش او آرام گرفتن تا سحر.اینکه بدانی خدا در لحظه لحظه ها کنار توست و هوایت را دارد.حالا تمام شد این ماه مهمانی و خدا چه خوب میزبانی بود!!حالا ما مثل بچه های کوچک که چشممان در روزهای عید به دست پدرها و مادرهاست.چشممان را میدوزیم به دستهای پر از رحمت تو.عیدیمان را بده.بگذار تا عمر داریم همیشه در آغوش گرم تو آرام بگیریم.وجود تو برایمان کافیست.

عید فطر مبارک

نوشته شده توسط سحر آذری در 10:19 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سوم شهریور 1390

مطالب عجیب و خواندنی !!

1-عمومی ترین نام در جهان محمد است.

2- اسم تمام قاره ها با همان حرفی که آغاز شده است پایان می یابد.

3- مقاوم ترین ماهیچه در بدن ، زبان است.

4- کلمه «ماشین تحریر» (TYPEWRITER) طولانی ترین کلمه ای است که می توان با استفاده از حروف تنها یک ردیف کیبورد ساخت.

5- چشمک زدن زنان ، تقریباً دوبرابر مردان است.

6- شما نمی توانید با حبس نفستان ، خودکشی کنید.

7- محال است که آرنج تان را بلیسید.

8- وقتی که عطسه میکنید مردم به شما «عافیت باش» می گویند ، چرا که وقتی عطسه می کنید قلب شما به اندازه یک میلیونیم ثانیه می ایستد.

9- خوک ها به لحاظ فیزیک بدنی ، قادر به دیدن آسمان نیستند.

10- وقتی که به شدت عطسه می کنید، ممکن است یک دنده شما بشکند و اگر عطسه خود را حبس کنید، ممکن است یک رگ خونی در سر و یا گردن شما پاره شود و بمیرید.

11- جلیقه ضد گلوله ، ضد آتش ، برف پاک کن های شیشه جلوی اتومبیل و چاپگرهای لیزری توسط زنان اختراع شدند.

12- تنها غذایی که فاسد نمی شود ، عسل است.

13- کروکودیل نمی تواند زبانش را به بیرون دراز کند.

14- حلزون می تواند سه سال بخوابد.

15- تمامی خرس های قطبی چپ دست هستند.

16- در سال 1987 خطوط هوایی «امریکن ایرلاینز» توانست با حذف یک دانه زیتون از هر سالاد سرو شده در پروازهای درجه یک خود، چهل هزار دلار صرفه جویی کند.

17- پروانه ها با پاهایشان می چشند.

18- فیل ها تنها جانورانی هستند که قادر به پریدن نیستند.

19- در 4000 سال قبل، هیچ حیوانی اهلی نبود.

20- بطور متوسط، مردم آنقدر از عنکبوتها می ترسند که نمی توانند آن ها را بکشند.

21- مورچه همیشه بر روی سمت راست بدن خود، سقوط می کند.

22- قلب انسان فشاری کافی ایجاد میکند تا به فاصله 30 فوتی (تقریباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ کند.

23- موشهای صحرایی چنان سریع تکثیر پیدا می کنند ، که در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند.

24- صندلی الکتریکی توسط یک دندانپزشک اختراع شد.

25- استفاده از هدفون در هر ساعت، باکتری های موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزایش می دهد.

26- فندک قبل از کبریت اختراع شد.

27- نظیر اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است.

28- یک انسان ۸ ثانیه بعد از قطع گردن به هوش میماند.

29- عضله ای که به شما امکان چشمک زدن میدهد سریع ترین عضله بدن است شما به طور متوسط 15000 بار در روز چشمک میزنید.

30- قلب شما روزی 101000 بار می تپد.

31- ناخن های دست 4 برابر سریعتر از ناخن های پا رشد می کنند.

32- جویدن آدامس هنگام خوردن پیاز، مانع از اشک ریزی شما می شود!

33- هیچکس نمی داند چرا صدای اردک ها اکو نمی شود!

34- لئو ناردو داوینچی می توانسته با یک دستش بنویسد و با دست دیگرش نقاشی کند!

35- یک سوسک حمام می تواند 9 روز بدون سر زندگی کند تا اینکه از گرسنگی بمیرد.

36- وقتی شخصی در سریلانکا سرش را از طرفی به طرف دیگر تکان می دهد، یعنی «باشه».

37- یکی از شگفتی های ریاضی این است که وقتی عدد 111111111 را در خودش ضرب کنی، جواب خواهد شد؛ 12345678987654321

38- دکمه # (فون) که روی کیبرد می باشد، «اُکتُسرپ» خوانده می شود.

39- ناخن انگشت وسط زودتر از ناخن انگشت شصت، رشد می کند.

40- چشم های شترمرغ از مغزش بزرگتر است.

41- اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فریاد بزنید، انرژی صوتی لازم برای گرم کردن یک فنجان قهوه را تولید کرده اید.

42- کشتی ملکه الیزابت دوم بابت هر گالون سوختی که می سوزاند فقط 1.5 متر حرکت می کند.

43- فقط یک نفر از یک میلیارد نفر بیش از 116 سال عمر می کند.

44- روز تولد شما حداقل با 9 میلیون نفر دیگر یکی است.

45- ستاره دریایی مغز ندارد.

46- هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمی شود
.
نوشته شده توسط رامین پورعلی در 12:56 |  لینک ثابت   •